یهویی حال کردم روی قضیه سه تا بچه جزیره ایرانی
تنب بزرگ و تنب کوچک و ابو موسی(اینها را به جهت بالا رفتن کایک خور وب نوشتم وگر نه به لحاظ تکنیک نوشتن هیچ دلیل دیگری برای نوشتن اسامی این سه جزیره یعنی ! تنب بزرگ و تنب کوچک و ابو موسی وجود ندارد!!!
)
آره یهویی شد
قضیشم اینجوری شد که دیروز برامون مهمون اومده بود
مهمونمنبنده خدا یه پسر داشت که در عین سلامت عقلی بسیار عقب مانده ذهنی بود! یه چیزی در حد فلج مغزی!!!
و البته بسیار بی تربیت
از قضا آبجی این بزرگوار!!! رو والده محترمه حقیر دیده بودند برای بنده!!!
حالا از مادر اصرار از بنده تمایل!!!
از مادر اصرار از بنده تمایل!!!
برای همین هر وقت من اینو هرجا میدیدم چون قرار بود برادر زنمان شود بسیار تکریمش می نمودیم
به هر حال فامیلیه دیگه!!! خوب نیست آدم با برادر زنش همین اول کاری لج بیوفته
یه چند جا این توله سگ!!! چیز ببخشید. این برادر عزیز عزیز دلمان!!! بی ادبی کرد و حرف درشت نثارمان نمود و از این گونه کارهای دون شان و بنده به خاطر رعایت فامیلی مدارا نمودیم که شاعر می گفت : با دوستان مروت با دشمنان مدارا!!!
آقا این بچه رو میگی اینقده روش زیاد شده بود که دیروز از راه رسید بدو بدو اومد پرید رو گردن من!!! و گفت برو خر من!!!
آقا منو میگی
کارد میزدی خونم در نمی اومد!
دیدم به بچه رو بدی فردا سوار کولت میشه هیچی ... (به دلایلی حذف گردید!!!)
خلاصه منم از پشتم اوردمش پایین
همچین جلو باباش و آبجی عزیزش! با چک خوابوندم زیر گوشش که هنوز صداش تو گوشمه!
آی به دلمان نشست این چک! آی به دلمان نشست!
از همه مهم تر در کمال نا باروری! بسیار به دل آبجی عزیزشان هم نشست!!!
آخه اون بیچاره رو هم ذله کرده بود.خلاصه از دیروز اینقده آقا شده که نگو!!!
هی میره و میاد میگه حسین اقا کاری نداری !!!
حالا شده قضیه این امارات
به بچه رو بدی سوارت میشه
به مگس رو بدی باند فرود می خواد
به امارات رو بدی جزیره می خواد
به حاج حسین طناز الرعایا! رو بدی یه جفت چشم مفت می خواد !!!

خلاصه این عمارات هم شده اون توله سگ!!!
باید زد خوار مادرشو عصبانی کرد!
چجوری؟
مثلا مثل من زد زیر گوشش!!! تا حساب کار خودشو بکنه که البته اینجاش به مسئولین کشوری و لشگری مربوط میشه
ولی یه جاهاییش به ما وب نویسا هم مربوط میشه
کجاش؟
اینجاش که با خودم قرار گذاشتم از همین امروز امارات رو تو نوشتهد هام با عبارت بسیار زیبا و با مسمای {قشم جنوبی} مورد خطاب قرار بدم!
برادرا خواهرا هرکی پایس بسم الله
هرکی موافقه بگه حیدریم...
(داستان بالا در مورد خواستگاری و این حرفا نمادین و حاصل ذهن خلاق و متخیل! حاج حسین طناز الرعایا! می باشد و صرفا جهت رساندن پیام دوستی به کشور دوست برادر و مسلمان امارات متحده عربی می باشد!!!)