تبليغاتX
دل نوشته هاي يك بچه بسيجي
گفتم شبي به مهدي اذن نگاه خواهم.............گفتا كه من هم از تو ترك گناه خواهم

یا علی

چون نجات هردوعالم شد ولاي مرتضي                                                 


                                       دردوعالم مگسل از دامان او دست ولا                    

 

ساقي کوثر اميرالمومنين سالار کل                                                      

 

                                       سرور عالم ولي الله اعظم مرتضي                     

مشارق الانوار از ابن عباس نقل مي کند:چون آيه شريفه "وکل شيءا حصيناه في امام المبين"

"هر چيزي را در امام مبين جمع کرده وشمارش نموديم"نازل شد

آن دونفر برخاستندوگفتند:

اي رسول خدا(صلي الله عليه واله وسلم).مقصود از امام مبين چيست ؟

آيا تورات است؟حضرت فرمود :نه

آيا انجيل است؟ حضرت فرمود:نه

پس حتما قرآن است؟حضرت فرمود:نه

در اين هنگام امير المومنين علي عليه السلام وارد شد پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم)اشاره به آن حضرت فرمود:اوامام مبين است که خدا علم هر چيز را در اوفراهم آورده وهمانا خوشبخت وسعادتمند واقعي کسي است که علي عليه السلام را در دوران زندگي وپس از مرگ دوست داشته باشدوگمراه وبدبخت واقعي کسي است که با علي عليه السلام در دوران زندگي وپس از مرگ خود دشمني کند

   
                                                                                                     بر گرفته از ل.ب.عواوع 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 23:29  توسط حاج حسین  | 

اي‌ ستون‌ محكم‌ بيت‌الحرام‌


مادر گلهاي‌ عالم‌ السّلام‌!


تشنه‌ مهر توام‌ هر روز و شب‌


بنده لطف‌ توام‌ هر صبح‌ و شام‌


شادي‌ام‌ را هر چه‌ مي‌خواهي‌ بگو


غربتم‌ را هر چه‌ مي‌خواهي‌ بنام


بي‌ علي‌ تنهاي‌ تنها مي‌شدي‌


گر نبودي‌، سخت‌ تنها بود امام‌


اي‌ شكوه‌ مرد و زن‌! حتي‌ خدا


مي‌برد نام‌ تو را با احترام‌


عاقبت‌ مي‌گيرم‌ اي‌ بانوي‌ آب‌!


از تمام‌ دشمنانت‌ انتقام‌

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 22:9  توسط حاج حسین  | 

محشی منظومه ملاهادی ، دیوانی دارد، او قضیه جالبی نقل می کند، می گوید: مقدسی بود در محله ای و یا روستایی ، شبی برای عبادت به مسجد رفت . مسجد خالی بود، دو رکعت نماز که به جا آورد، صدای خش خشی از گوشه های مسجد شنید، با خود گفت : پس من تنها در مسجد نیستم ، کس ‍ دیگری هم گویی در مسجد هست ، سپس شیطان او را وسوسه کرد و شروع کرد با صدای بلدتر نماز خواندن ((ولا الضالین )) را با مدّ تمام کشیدن ! به خیال این که فردا آن ناآشنا، در ده و محلّه منتشر می کند که فلانی ، دیشب در مسجد، تا صبح مشغول راز و نیاز بود و نماز نافله به جا می آورد. این مقدس مآب بیچاره ، به همین خیال ، حتی شب را هم به منزل نرفت و تا صبح مشغول نماز و راز بود. صبح که هوا روشن شد، وقتی که خواست از مسجد خارج شود، دید سگی نحیف و ضعیف از گوشه شبستان آمد و از در بیرون رفت . یک باره فهمید که همه آن خش خش ها، از این سگ بوده که از سرمای شب ، به داخل مسجد پناه آورده است و همه نماز نافله ها و گریه ها و اشکهای جناب مقدس هم به جای تقربا الی الله ، تقربا الی الکلب بوده است !!!

                                                 به نقل ازیادداشت های شخصی امیر تقی زاده

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 0:23  توسط حاج حسین  | 

   

زني كه مثل تو قبري نداشت مريم هم
نبود چون كه به تو نيست ، خاك ، محرم هم

و جاي قبر تو را هيچكس نمي داند
مسيح و حضرت داوود ، شيث و آدم هم


فدك تمامي دنياست ، اين زياد كه نيست
دريغ مي شود از تو ولي همين كم هم

قبول كن به علي سخت سخت مي گذرد
كه نيست بر لب تو حال يك « عزيزم » هم

نه سيلي متشابه ، نه محكمات فدك
نه خاك پوشيه ي گيسوان درهم هم

تمام حرف دلم نيست ، حرف من اينست :
زني كه مثل تو قبري نداشت ، مريم هم
...
این هم به عشق این ایام برات فرستادم . بعضی از حرفارو نمیشه تو هیئت گفت
....
ما كه درد را از هر طرف نوشتيم، درد بود

                                                          ابن الزهرا سید محمد جواد عرب

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 13:43  توسط حاج حسین  | 

 

  از آن بانوى پهلو شكسته نقل كرده‏اند كه در روزهاى آخر عمر خواب ديدم پدرم را و به او از دست امت شكايت كردم آن حضرت به من فرمود: انك قادمة على عن قريب (1) تو به زودى به سوى من مى‏آيى.
بار ديگر خواب مى‏بيند ملائكه بسيارى به زمين فرود مى‏آيند و دو فرشته جليل‏القدر پيشاپيش آنها است كه او را به آسمانها بردند و قصرهاى عاليه بهشتى را به او نشان دادند و باغها و بستانهاى فردوس اعلا را به او نمودند... مى‏پرسد كه اين كاخ‏هاى عالى از آن كيست؟
مى‏گويند: اينجا فردوس اعلا است كه آخرين درجه بهشت است و اين همان نهر كوثر است كه متعلق به شما است. آن رسيده بزرگوار مى‏پرسد: اين ابى؟ پدرم كجا است؟ گفتند: هم‏اكنون وارد مى‏شود و همان لحظه مى‏فرمايد كه پدرم وارد شد و مرا در آغوش گرفت و پريشانى مرا بوسيد و فرمود: فرزند دلبندم ديدى آنچه خدا وعده فرموده بود؟ اين همان وعده الهى است اين كاخ منزل تو و شوهرت و فرزندان شما است و اين جايگاه متعلق به دوستان شما است از خواب بيدار شد و رؤياى شيرين خود را به حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام نقل كرد، مولاى متقيان عليه‏السلام دانست كه به زودى همسرش از دستش خواهد رفت و به بهشت اعلا منتقل خواهد شد. پس از ديدن اين خواب بود كه مكرر اين دعا را مى‏خواند:
يا حى يا قيوم برحمتك استغيث فاغثنى اللهم زحزحنى عن النار و ادخلنى الجنة والحقنى بابى محمد صلى الله عليه و آله. (2)
اى خداوند زنده و پاينده به رحمت تو پناه مى‏برم پس به فريادم برس بار خدايا مرا از آتش جهنم دور گردان و به بهشت وارد كن و مرا به پدرم حضرت محمد صلى الله عليه و آله ملحق گردان. وقتى در همان حال حضرت على عليه‏السلام به بالينش آمد و به وى فرمود عافاك الله و ابقاك. اى دختر پيامبر خداوند تعالى تو را به سلامت و باقى نگه دارد. گفت يا اباالحسن به زودى پدرم را ملاقات نموده و به او ملحق مى‏شوم.

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 20:32  توسط حاج حسین  | 

یا زهرا

یا زهرا


مسيح و حضرت داوود ، شيث و آدم هم

فدك تمامي دنياست ، اين زياد كه نيست
دريغ مي شود از تو ولي همين كم هم

قبول كن به علي سخت سخت مي گذرد
كه نيست بر لب تو حال يك « عزيزم » هم

نه سيلي متشابه ، نه محكمات فدك
نه خاك پوشيه ي گيسوان درهم هم

تمام حرف دلم نيست ، حرف من اينست :
زني كه مثل تو قبري نداشت ، مريم هم ...
این هم به عشق این ایام برات فرستادم . بعضی از حرفارو نمیشه تو هیئت گفت....
ما كه درد را از هر طرف نوشتيم، درد بود

ابن الزهرا سید محمد جواد عرب

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 16:42  توسط حاج حسین  | 

 

 

 

                                     تو کدوم یکیشونی؟

بعضی دنبال آزادی عقل اند بعضی از عقل آزادند!فرقشون چیه؟

اولی ها هر چی عقل بگه گوش می کنند یعنی از هوای نفس آزادند و در بند عقل

ولی اونیکی ها هر چی عقل بگه ازش گریزونند یعنی در بند هوای نفس اند و از عقل آزاد

از اون بد تر زمانیه که یکی که از عقل آزاده و بنده نفسه برای یک عده بشه  استاد روشنفکرو پیامبر دموکراسی !!!

همونهایی که به اسم روشنفکری ... میزنن به هر چی فکر و اندیشه ست

وای به حال مریدهاشون

در ان دیشه! مریدان این ان دیشمندان! هیچ مقدسی وجود نداره و همه در ترازوی عقل این عاقلان

سبک سنگین میشن تا اگه خدایی نخواسته جمود و عقب موندگی دارند به خاطر خدمت به بشریت

از صفحه روزگار محو بشن .اگه زورشون رسید با منطق.اگر نشد با ترور شخصیتی.وگر نه با

استفاده از رفتار نوع دوم! هر چند زیاد با روحیه روشنفکریشون !جور نیست اما

مجبورند میفهمی!

آره میگفتم در ان دیشه این ان دیشمندان هیچکی مقدس نیست به غیر استادشون

یه بار منو جو گرفت (آدمو ... بگیره جو نگیره)به نظر یکی از اساتید روشنفکر غربی انتقاد کردم

جاتون خالی .نشون به اون نشون که دکتر 2 هفته برام طول درمان نوشت!

حق هم داشتند تقصیر از من بود البته بعد ها به افتخارتوبه نائل اومدم اما این داغ ننگ به پیشونیم موند

تا یادم نره از کی باید انتقاد کنم.

حالا لیست سیاه تمام کسانی که میتونم و باید بهشون انتقاد کنم تا مورد غضب روشنفکران قرار نگیریم (مرتد نشم!) رو براتون مینویسم

1هر شخص یا تمامی اشخاصی که به نوعی منتقد استاد هستند

2هر کس یا تمام کسانی که تا به امروز بهشون احترام میزاشتیم(تابو شکنی!)

3هر شخص یا گروهی که از کتب قدیمی دلیل بیارن و اسم سوره هاش روهم بلد باشن

4 تمام افراد بین سنین 1روز تا 150 سال

5 اموات بالاخص منتقدان تاریخی مرحوم استاد استاد استاد استاد

6 تمامی افرادی که با پوشیدن لباس خاص سعی در ایجاد شکاف بین ما و خودشون دارند و همه ازشون در باره نماز میپرسن و منبر میرن

7همه کسانی که ما را با اسم "دیوونه سکولار غربی کژ اندیش" می خونن

8 لشگر قابلمه به دست و پوپول!! هایی که به آدمهای بد بد رای میدن و تو سفرهای استانی به استقبالشون میرن

9قاضیان و نیروهای خود فروخته امنیتی که در خصوص پروندهای مفاسد اخلاقی و مالی فعالیت میکنن

10 خبرنگاران فضول و قلم به مزدی که یواشکی از دست دادن رئیس بزرگ با آدمای با حال! عکس می گیرن

11 تمامی جانورانی که ما رو در رسیدن به دموکراسی یاری نمی کنن

12 جاسوس بگیران خود فروخته آدم فروش وابسطه به حاکمیت

13 رای دهندگان به اون وریا

14 معصومین

15 خدا

امید است با رعایت موارد فوق، بشریت را در رسیدن به آرمان تاریخی خود(دموکراسی مدل آمریکایی!)و گریز از جمود فکری افکار 1400 سال پیش یاری نمایید

(اینم از طرف استادمون بود)

حالا لیست تمام کسانی که کسی حق انتقاد از اونا رو نداره حتی خودشون(غلط می کنن از خودشون انتقاد کنند مگه ما مسخره شونیم؟!)

1 استاد

2 استاد استاد

3 استاد استتاد استاد

4 (همینجوری برو تا بخوری به دیوار)

5 سرای امید ما ،قبله آمال ما، ایالات متحده مقدسه امریکا(صدای کف زدن حضار)

6 افراد آزاد اندیشی که قصد بر اندازی نظام به شیوه های کاملا دموکراتیک دارند بالاخص منافقین

7 گفتگو کنندگان بین المللی که در راستای منافع ملی بر سر مسائل محرمانه!! با  دوستان غربی مشورت میکنن !!(البته دوستان غربی نا محرم نیستن من خودم به شخصی دیدم رئیس با اون خانومه ایتالیایی دست داد!)

8 دوستانی که با هدایای میلیونی ما رو در رسیدن به اهداف مشترک کمک می کنن

9 سفارت خونه هایی که برای روزنامه های مستقلمون !! به ما کاغذ زیر قیمت بازار هدیه میکنن!

10 هر منتقد اونوریا

11 هر ایالات متحده ای که با تحریمهای به موقع ما رو در رسیدن به آزادی کمک می کنه

12 هر اسرائیل جنایت کار که نوشته های ما رو تو رادیشون نشون میده و بعضی وقتا به ما نوشته میده

13 هر انسان مدرنی که با انتخاب لباسهای جدید و کم پارچه موجبات صرفه جویی در استفاده از پارچه رو فراهم میکنه

14 هر انسان مدرنی که با انتخاب لباسهای جدید و کم پارچه موجبات تابو شکنی فرهنگی رو فراهم می کنه

15 همه دوستانی که با تلاش های خستگی ناپذیر موجودات جدیدی برای پرستش کشف کرده و برای پرستش همگان به ثبت می رسونن

16 حیون خونگی پشمالوی دختر استاد(پَفی)

17 مرلین منسون بزرگ مرد عرصه یکتا پرستی

برای ورود به جرگه آزاد اندیشان وابسطه به آمریکا!! صبح به صبح این لیستها رو رو با صدای بلند برای اولین کسی که شما رو به شکل کنجکاوانه ای نگاه میکنه بخونین (بهتره رو صندلی هم وایسین) و آخرش هم بگین زنده باد آزادی

 

 

 

 

                                                                                     حاج حسین

                                                                                   ۸۶/۱۲/۲۵

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 0:31  توسط حاج حسین  | 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم


امت بزرگ اسلام ، ملت عزيز ايران

حوادث خونين غزه در اين روزها چنان فجيع و دردناك است كه نمى توان غم سنگين ناشى از آن را با زبان و قلم، بيان كرد. كودكان بى گناه و زنان و مردان مظلوم پس از ماه ها محاصره كامل، اكنون با قساوت و شقاوت صهيونيست ها، در خانه و كاشانه خود به خاك و خون كشيده مى شوند، غنچه هاى نورس در برابر چشم پدر و مادر و پدران و مادران در برابر كودكان معصوم، در آتش كينه جلادان غاصب مى سوزند، مدعيان تمدن و انساندوستى با وقاحت تمام، اين فاجعه عظيم انسانى را خونسردانه و بى تفاوت تماشا مى كنند و حتى برخى با بى شرمى از آن ابراز خشنودى مى نمايند. سكوت دنياى اسلام در برابر اين تعدى كم نظير به هيچ رو پذيرفته نيست. امت اسلامى بايد به خروش آيد و سران اسلامى بايد خشم ملت هاى خود را به رخ رژيم غاصب بكوبند. دست دولت آمريكا نيز به خون ملت مظلوم فلسطين آغشته است. به پشتيبانى آن دولت مستكبر و طغيانگر است كه صهيونيست ها با گستاخى مرتكب اين جنايت هاى نابخشودنى مى شوند، ملت ها و دولت هاى اسلامى نداى مظلوميت فلسطينيان مظلوم را به سراسر جهان برسانند و وجدان هاى خفته را بيدار كنند. آيا ملت آمريكا مى داند كه زمامدارانش اينگونه همه حرمت هاى بشرى را در پيش پاى صهيونيست ها قربانى كرده اند آيا ملت هاى اروپايى با خبرند كه تسلط سرمايه داران صهيونيست بر كشورهاى آنان كار سياستمدارانشان را به كجا كشانده است
و اين تصادف و اتفاق نيست كه همزمان با اين جنايت هاى نظامى، در گوشه اى ديگر از جغرافياى زير سيطره استكبار، برترين مقدسات اسلامى دستخوش تعرض مى شود و قلم هاى پليد و سياست هاى شيطانى حامى آنها ساحت مقدس حضرت رحمة للعالمين را كه همه بشريت وامدار پيام الهى او و ذات مقدس اوست، مورد هتك و اهانت قرار مى دهند. آرى، اين اسلام عزيز است كه با پيام رهايى بخش وظلم ستيز خود و با برانگيختن روح كرامت و عزت در انسان ها و ملت ها، مستكبران را به وحشت انداخته و آتش كينه ملت هاى مسلمان را در دل آنان مشتعل ساخته است و حركات آنان را ديوانه وار كرده است.
اكنون مستكبران طغيانگر بدانند كه با خشونت و درندگى نخواهند توانست فروغ بيدارى روز افزون اسلامى را خاموش كنند. مقاومت قهرمانانه ملت فلسطين و شجاعت حيرت انگيز مرد و زن و پير و جوان آنان در برابر صهيونيست هاى خونخوار، گواه زنده اين مدعا است. فرجام اين درگيرى، پيروزى حق بر باطل است. همچنان كه فرمود: فانتقمنا من الذين اجرموا وكان حقاً علينا نصرالمؤمنين.
اينجانب به مردم غزه، به مردان وزنان مظلوم و مقاوم، به كودكان معصوم و غنچه هاى پرپرشده درود مى فرستم و صبر و فرج و پيروزى آنان را از خداوند مسألت  مى كنم.


والسلام عليكم و رحمة الله
سيد على خامنه اى
12/12/۸۶

 

 

به نقل از یادداشت های شخصی

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 23:22  توسط حاج حسین  | 

ظهر عاشوراست

کربلا غوغاست

کربلا آن روز غوغا بود

عشق تنها بود!

 

آتش سوز و عطش بر دشت می بارید

در هجوم باد های سرخ

بوته های خار می لرزید

از عرق پیشانی خورشید ، تر می شد

 

دم به دم بر ریگ های داغ

سایه ها کوتاه تر می شد

سایه ها را اندک اندک

ریگ های تشنه می نوشید

زیر سوز آتش خورشید

آهن و فولاد می جوشید

 

 

دشت ، غرق خنجر و دشنه

کودکان در خیمه ها تشنه

آسمان غمگین ، زمین خونین

هر طرف افتاده در میدان :

اسب های زخمی و بی زین

نیزه و زوبین

 

 

شور محشر بود

نوبت یک یار دیگر بود

خطی از مرز افق تا دشت می آمد

خط سرخی در میان هر دو لشکر بود

آن طرف ، انبوه دشمن

غرق در فولاد و آهن بود

این طرف ، منظومه خورشید روشن بود

این طرف ، هفتاد سیاره

بر مدار روشن منظومه می چرخید

 

دشمنان ، بسیار

دوستان ، اندک

این طرف کم بود و تنها بود

این طرف کم بود ، اما عشق با ما بود

 

*

شور محشر بود

نوبت یک یار دیگر بود

باز میدان از خودش پرسید :

"نوبت جولان اسب کیست ؟"

 

دشت ، ساکت بود

از میان آسمان خیمه های دوست

ناگهان رعدی گران برخاست

 

این صدای اوست !

این صدای آشنای اوست !

این صدا از ماست !

این صدای زاده ی زهراست :

"هست آیا یاوری مارا ؟"

 

و صدای او به سقف آسمان ها خورد

باز هم برگشت :

"هست آیا یاوری مارا ؟"

 

انعکاس این صدا تا دورترها رفت

تا دل فردا و آن سوتر ز فردا رفت

 

*

دشت ساکت گشت

ناگهان هنگامه شد در دشت

باز هم سیاره ای دیگر

از مدار روشن منظومه بیرون جَست

 

کودکی از خیمه بیرون جست

کودکی شور خدا در سر

با صدایی گرم و روشن

گفت : "اینک من ،

یاوری دیگر !"

 

آسمان ، مات و زمین ، حیران

چشم ها از یکدگر پرسان :

"کودک و میدان ؟ "

 

کار کودک خنده و بازی ست!

در دل این کودک اما شوق جانبازی ست!

از گلوی خسته ی خورشید

باز در دشت آن صدای آشنا پیچید

 

گفت :"تو فرزند آن مردی که لختی پیش

خون او در قلب میدان ریخت !

هدیه از سوی شما کافیست !"

 

کودک ما گفت :

"پای من در جست و جوی جای پای اوست!

راه را باید به پایان برد!"

 

پچ پچی در آسمان پیچید:

"کیست آن مادر که فرزندی چنین دارد؟!

این زبان آتشین از کیست؟

او چه سودایی به سر دارد؟"

 

و صدای آشنا پرسید :

آی کودک ، مادرت آیا خبر دارد؟"